معرفی وبلاگ
-وقتي كه بچه بودم هر شب دعا ميكردم كه خدا يك دوچرخه به من بدهد. بعد فهميدم كه اينطوري فايده ندارد. پس يك دوچرخه دزديدم و دعا كردم كه خدا مرا ببخشد. -هی با خود فکر می کنم ، چگونه است که ما ، در این سر دنیا ، عرق می ریزیم و وضع مان این است و آنها ، در آن سر دنیا ، عرق می خورند و وضع شان آن است! ... نمی دانم ، مشکل در نوع عرق است یا در نوع ریختن و خوردن. دکتر شریعتی
صفحه ها
دسته
پیوندها
Mahdi_witsful

لینک های مورد علاقه
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 130726
تعداد نوشته ها : 215
تعداد نظرات : 279
Rss
طراح قالب
GraphistThem226

چــه روزها که یک به یک غروب شد، نیآمدی

  

چه اشکها که در گلو، رسوب شد نیآمدی

  

خلیل آتـشین سخن، تــبر به دوش بت شکن

  

خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیآمدی

  

برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم، نه

  

برای عده ای، ولی چه خوب شد نیآمدی!

  

تــمــام طـول هـفته را در انـتـظــار جمعه ام

  

دوبـاره صبح، ظهر، نه، غروب شد نیآمدی

  

سروده : مهدی جهانـدار

 
دسته ها : شعر - مهدویت
پنج شنبه 1388/11/8 9:58
X